تبليغاتX
تاریخچه زورخانه در ایران

تاریخچه زورخانه در ایران

ساختمان زورخانه

ميل سنگين

ميل سنگين: ورزشكاران با آهنگ ضرب و آواز مرشد آرام و سنگين يك بار ميل دست راست را روي شانه و پشت و پهلو و سينه راست مي چرخانند و ميل ديگر را پيش سينه چپ رو به بالا نگاه مي دارند، و بار ديگر ميل دست چپ را روي شانه و پشت و پهلو و سينه چپ مي چرخانند و ميل ديگر را پيش سينه راست رو به بالا نگاه مي دارند . اين كار به اين روش ادامه مي يابد.
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 13:19  توسط هاوری شافعی  | 

ميل چكشي يا سرنوازي

ميل چكشي يا سرنوازي: ورزشكاران با آهنگ ضرب مرشد كه تند و با شتاب است ميل را بروي شانه ها و پشت و پهلو و سينه به تندي مي چرخانند.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 13:20  توسط هاوری شافعی  | 

ميل جفتي

ميل جفتي: نخست دو ميل را در برابر هم روي سينه نگاه مي دارند سپس پي در پي باهم به پس مي برند و بازمي‌گردانند. ورزشكاران پس از ميل گرفتن براي در كردن خستگي دسته ميل‌ها را در دست مي گيرند و ته آن را بر كف گود مي گذارند و ميل‌ها را تك تك پيش و پس مي برند و مي نشينند و بلند مي شوند. اين گونه نرمش و ميل گرفتن را (خم گيري) مي گويند.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 13:21  توسط هاوری شافعی  | 

پا زدن

پا زدن: مياندار در ميان گود مي ايستد و ورزشكاران پيرامون او گرد مي آيند. نخست پاي آرامي مي زنند كه به آن پاي (نرم) مي گويند و آن چنين است كه ورزشكار پنجه يك پا را اندكي از زمين بلند مي كند و بر روي پنجه پاي ديگر، خود را تكان مي دهد و به آرامي پيش و پس مي رود.

ورزشكاران در زورخانه چهار جور پا مي زنند:

1ـ پاي اول (پاي چپ و راست) 2ـ پاي جنگلي 3ـ پاي تبريزي اول و دوم و پاي شوم 4ـ پاي آخر.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 13:25  توسط هاوری شافعی  | 

پاي اول

1ـ پاي اول: ورزشكاري روي پنجه پا مي ايستد و پاي‌ها را پي در پي به چپ و راست مي گذارد. بدين گونه كه يك بار پاي راست را در كناره بيروني پاي چپ مي گذارد و در پي آن پاي چپ را در كناره بيروني پاي راست مي گذارد و اين كار را تند و پي در پي ادامه مي دهد و در همين حال تن خود را نرم و آرام مي جنباند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 13:29  توسط هاوری شافعی  | 

پاي جنگلي

2ـ پاي جنگلي: ورزشكار روي پنجه هاي پا مي ايستد و با آواز و صداي ضرب مرشد يك بار سنگيني بدن خود را روي پنجه پاي چپ مي اندازد و پاي راست را به پيش پرتاب مي كند و بار ديگر روي پنجه پاي راست مي ايستد و پاي چپ را به پيش پرتاب مي كند. اين كار تند و پي در پي انجام مي گيرد گاهي ورزشكار، ميان پاي جنگلي زدن (رخصت) مي‌طلبد و ميان گود مي آيد و مي چرخد. در اين هنگام ورزشكاران ديگر در كنار گود مي ايستد و او را نگاه مي كنند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 13:29  توسط هاوری شافعی  | 

پاي تبريزي

3ـ پاي تبريزي .

الف ـ پاي اول: ورزشكار همآهنگ با ضرب مرشد ، هر بار بر يكي از دو پاي خود تكيه و پاي ديگر را به پيش پرتاب مي كند. در اينحركات دست‌ها نيز مي‌جنبد.

 

ب ـ پاي دوم: پس از پاي اول ، مياندار از ميان گود با دست به مرشد اشاره مي كند و مرشد بي درنگ آهنگ ضرب را تند مي كند و مياندار به شرح زير (دو پا) مي زند، يكبار پاي راست و بار ديگر پاي چپ را به پيش پرتاب مي كند و آنگاه پاي‌ها را يكي يكي كمي از زمين برمي‌دارد و مي گذارد و در اين حال تمام بدن خود را نيز به نرمي تكان مي دهد.

 

ج ـ پاي سوم: پس از پاي دوم مياندار باز با دست به مرشد اشاره مي كند و مرشد آهنگ ضرب را عوض مي كند . در اين هنگام مياندار «سه پا» مانند «دو پا زدن» است با اين فرق كه ورزشكار سه پا را پشت سر هم يكي پس از ديگري پرتاب مي كند و آنگاه كمي درنگ مي كند و دوباره همين روش پا مي زند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 13:30  توسط هاوری شافعی  | 

پاي آخر

4ـ پاي آخر: ورزشكار روي پنجه هاي دو پا مي ايستد و با آواز مرشد تند و پشت سر هم پاها را بلند مي كند و يكي پس از ديگري به عقب مي برد و باز مي گرداند گويي دونده اي است كه در جاي خود ايستاده است و پيش نمي رود.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 13:30  توسط هاوری شافعی  | 

چرخ زدن

چرخ زدن

چرخ زدن پنج گونه است:

1ـ چرخ جنگلي 2ـ چرخ تيز 3ـ چرخ سبك و چمني 4ـ چرخ تك پر 5ـ چرخ سه تك پر.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 13:31  توسط هاوری شافعی  | 

چرخ جنگلي

چرخ جنگلي: ورزشكار در ميان گود مي آيد و دست‌ها را در امتداد شانه نگاه مي دارد و به نرمي خود را تكان مي دهد و آرام و همآهنگ با صداي ضرب مرشد، دور گود مي چرخد.

 

چرخ تيز: ورزشكار درميان گود يا دور گود بسيار تند به دور خود مي چرخد . گاهي سرعت چرخ آنقدر زياد مي شود كه هيكل چرخنده را نمي توان تشخيص داد.

 

چرخ سبك چمني: ورزشكار در چرخ سبك و چمني نه تند و نه آرام بلكه سنگين و زيبا به درو خود مي چرخد و با چرخ دور گود را هم مي پيمايد.

 

چرخ تک پر: ورزشكار پس از يك بار بدور خود چرخيدن، يك بار هم به هوا مي جهد و در هوا چرخي به دور خود مي زند. گاهي هم چرخنده دو دست راست را روي هم بر سينه مي گذارد و چرخ مي زند. معمولاً ورزشكار «تك پرها» را در هوا در گوشه هاي گود انجام مي دهد.

 

سه تک پر: ورزشكار سه بار به دور خود مي چرخد آنگاه يك تك پر در هوا مي زند. مرشد براي هر يك از چرخ‌ها آهنگي ويژه بر ضرب مي گيرد.

 

كبـّاده كشيدن

كبـّاده كشيدن: كباده را همه ورزشكاران نمي كشند و كسانيكه بخواهند بكشند پس از چرخ زدن دوتا دو‌تا يا تك تك از مرشد يا پيش كسوت «رُخصت» مي گيرند و هر كدام كباده‌اي برمي‌دارند و با دو دست در بالاي سر نگه مي دارند. كباده كشيدن به اين گونه است كه ورزشكار كمان كباده را با دست راست و زنجير آن را با دست چپ مي گيرد (و برخي هم از ورزشكاران برعكس) و بالاي سر در اين حالت دو بازوي او كمي تا شده است نگه مي دارد. و با ضرب و آواز مرشد، يك بار دست راست را در امتداد شانه نگاه مي دارد و دست چپ را بر روي سر خم مي كند و مي خواباند و بار ديگر دست چپ را در امتداد شانه نگاه مي دارد، و دست چپ را بر روي سر خم مي كند و مي خواباند و بدين گونه ورزشكار كباده كشيدن را ادامه مي دهد. او بايد به روي پنجه هاي دو پا به ايستد و با آهسته و نرم حركت دادن كباده پا به پا بشود و پيش و پس برود .

 

كُشتي

 

در گذشته پس از پايان يافتن ورزش، كشتي‌گيران و پهلوانان ميان گود مي رفتند و دو به دو با هم كشتي مي گرفتند. دو كشتي گير نخست (فرو مي كوبيدند) آنگاه مرشد لنگي به ميان هر دو كشتي گير پرتاب مي كرد تا دست نگه دارند كه شعر(گُل كُشتي) خوانده شود. كشتي‌گيران در كنار هم به پهلو، رو به قبله خم مي شدند و يك دست را بر گردن يكديگر و دست ديگر را روي زانو مي گذاشتند و مرشد شعر (گل كشتي) را مي خواند يا يكي از ورزشكاران كه آواز خوشي داشت در لبه ديوار گود مي نشست و از حاضران (رُخصت) مي طلبيد و گل كشتي را مي خواند:

 

در معركه ها درنگ مي بايد كرد خون برجگر نهنگ مي بايد كرد

پوشند يلان زره به پيكار اينجاستجايي كه برهنه جنگ مي بايدكرد

 

دو كشتي گير پس از اينكه مرشد يا خواننده مي گويد:

خدا را سجود ، پيران را عزّت، جوانان را قدرت ، رب المشرقين و رب المغربين فباي آلاء ربكما تكذبان، كف گود را دست مي بوسيدند و كشتي را آغاز مي كردند.

 

دعا كردن

پس از پايان ورزش، مرشد مي گويد (اول و آخر مردان عالم بخير) و به زنگ مي زند و تنبك را كنار مي‌گذارد و مي نشيند. در اين هنگام مياندار و ورزشكاران ديگر كه هر يك لنگي بر دوش انداخته اند به كنار گود مي آيند و به لبه آن تكيه مي دهند و مياندار ديگران را احترام مي گذارد و تعارف مي كند. اگر كسي نپذيرفت خود او به دعا كردن مي پردازد و ورزشكاران و تماشاچيان هم باهم پس از هر يك از دعاهاي او (آمين) مي گويند. دعا چنين است:

 

دست و پنجه مرشد درد نكند. خداوند نسل سادات را زياد كند و دشمن و بدخواه سادات را از صفحه زمين براندازد. پروردگارا به حق عزت و جلالت قسمت مي دهيم كه تيغ شاه اسلام پناه ما را «بـرا» (بـران) بگردان، سايه بلند پايه اش را از سر آب و خاك ايران و فرد فرد ايرانيان كم و كوتاه نفرما. پروردگارا شر شيطان و بلاهاي ناگهاني، نفس اماره آخر الزمان را از بلاد اسلام دور بگردان. خداوندا بانيان ورزش را كه مرده اند و رفته اند رحمت بفرما. در دنيا و آخرت زبان مار را به ذكر لا الله الا الله گويا بفرما. پروردگارا تورا قسم مي دهم به حق مقـربان درگاهت در دنيا ما را از زيارت ائمه اطهار و در آخرت از شفاعت ابا عبدالله بي بهره منما. سپس مياندار مي گويد:

 

بر آن كساني رحمت باد كه خداوند رحمتشان كرده. در دنيا و آخرت ما را روسفيد و نام نيك بگردان. يك صلوات ختم كنيد. حاضران صلوات مي فرستند و دعا پايان مي پذيرد.

 

گل ريزان

يكي از ديدني‌ترين جشن‌ها كه در زورخانه بر پا مي شود (گل ريزان) است. جشن بيشتر در شبهاي ماه رمضان براي بزرگداشت پهلوانان بنام و كهن بر پا مي شود و در آن پهلوانان و ورزشكاران قديمي و با سابقه و بزرگان و سرشناسان محل دعوت مي شود و هر يك از آنان دسته گلي با خود مي آورند و در و ديوار زورخانه نيز با گل پوشيده مي شود. در جاهاي خاص و روي ميز شيريني و ميوه چيده مي شود. پس از يك دور ورزش و بازيهاي ورزشي و چند كشتي ميان پهلوانان بنام، يكي از پيش كسوت‌ترين ورزشكاران درباره مقام پهلواني كه (گل ريزان) براي او برپا شده است سخن مي‌راند. اكنون «گل ريزان» بيشتر براي بزرگداشت، و پاس پهلوان يا ورزشكار آزموده و قديمي برپا مي شود و هم چنين براي كمك به خانواده ورزشكاراني كه درآمد كافي براي گذراندن زندگي خود ندارند يا گرفتاري‌هايي زندگي آنان را آشفته كرده است. براي «گل ريزان» دعوت نامه هايي با عنوان «همت عالي» و به ارزشهاي گوناگون چاپ مي كنند و پولي را كه از اين راه گرد مي آيد به ورزشكار يا خانواده او مي دهند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 13:32  توسط هاوری شافعی  |